تکس رپ
شبانه
ياران من بيائيد
با دردهايتان
و بار دردتان را
در زخم قلب من بتكانيد
.من زنده ام به رنج
. . .مي سوزدم چراغ تن از درد
. . .ياران من بيائيد
با دردهايتان
و زهر دردتان را
در زخم قلب من بچكانيد
.
امشب تمام خويش را از غصه پرپر ميكنم
گلدان زرد ياد را با تو معطر ميكنم
تو رفته اي و رفتنت يك اتفاق ساده نيست
ناچار اين پرواز را اين بار باور ميكنم
يك عهد بستم با خودم وقتي بيايي پيش من
يه احترام رجعتت من ناز آمتر مي آنم
يك شب اگر گفتي برو ديگر ز دستت خسته ام
آن شب براي خلوتت يك فكر ديگر ميكنم
صحن نگاهت را به روي اشتياقم باز آن
من هم ضريح عشق را غرق آبوتر ميكنم
شعريست باغ چشم تو غرق سكوت و آرزو
يك روز من اين شعر را تا آخر از بر ميكنم
گر چه شكستي عهد را مثل غرور ترد من
اما چنان ديوانه ام آه با غمت سر ميكنم
زيبا خدا پشت و پناه چشمهاي عاشقت
با اشك و تكرار و دعا راه تو را تر ميكنم

او را از من گرفتند بی آن که بدانند با من چه می کنند
گناهی بر آنان نیست مقصر منم...
سر راهم سبز شدند و آسان بردندش
گناهی بر آنان نیست مقصر منم...
کسی او را نگرفت خودم دادمش.........
چه آسان و ساده!
مقصر منم...
او را از دست دادم و به بیهودگی رسیدم...در تاریک ترین لحظه ها به روشنایی اش دادم و در تنها ترین اوقات به آنها سپردمش.
سکوتم از دستم رفت و گناه از دست رفتنش بر من است
آری مقصر منم ...
خوب یا بد نظر بدین!!!!!!!خوب یا بد نظر بدین!!!!!!!
خوب یا بد نظر بدین!!!!!!!خوب یا بد نظر بدین!!!!!!
از یک عاشق شکست خورده پرسیدم:
بزرگ ترین اشتباه؟ گفت عاشق شدن
گفتم بزرگ ترین شکست؟ گفت شکست عشق
گفتم بزرگترین درد؟ گفت از چشم معشوق افتادن
گفتم بزرگترین غصه؟ گفت یک روز چشم های معشوق رو ندیدن
گفتم بزرگترین ماتم؟ گفت در عزای معشوق نشستن
گفتم قشنگ ترین عشق؟ گفت شیرین و فرهاد
گفتم زیبا ترین لحظه؟ گفت در کنار معشوق بودن
گفتم بزرگترین رویا؟ گفت به معشوق رسیدن
پرسیدم بزرگترین ارزوت؟ اشک تو چشماش حلقه زدو با نگاهی سرد گفت:
( مرگ)
يادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند
طلب عشق ز هر بي سر و پايي نکنيم...
يادمان باشد اگر اين دلمان بي کس ماند 
طلب مهر ز هر چشم خماري نکنيم...
يادمان باشد که دگر ليلي و مجنوني نيست
به چه قيمت دلمان بهر کسي چاک کنيم...
يادمان باشد که در اين بحر دو رنگي و ريا 
دگر حتي طلب آب ز دريا نکنيم...
يادمان باشد اگر از پس هر شب روزيست
دگر آن روز پي قلب سياهي نرويم...
يادمان باشد اگر شمعي و پروانه به يکجا ديديم
طلب سوختن بال و پر کس نکنيم...
خوب یا بد نظر بدین!!!!!!!خوب یا بد نظر بدین!!!!!!!

خوب یا بد نظر بدین!!!!!!!خوب یا بد نظر بدین!!!!!!!
من عشق را در تو. تو را در دل . دل را در موقع تپیدن و تپیدن را به خاطر تو دوست دارم من غم را در سکوت سکوت را در شب شب را در بستر و بستر را برای اندیشیدن به تو دوست دارم. من بهار را به خاطر شکوفه هایش زندگی را به خاطر زیباییهایش و زیبایی را به خاطر تو دوست دارم من دنیا را به خاطر خدایش خدایی که تو را خلق کرد دوست دارم
حرف آخر دوستت دارم
عشق و جدایی دو دوست جدا نشدنی هستن ...
همیشه همه عشق ها به جدایی میرسه
عشق شیرینه ... و جدایی مثل زهر تلخ
پس عشقی که به جدایی میرسه شیرینی که زهر میشه ...
یه زهر شیرین
فقط تلخی ها و شیرینی هاش توی یادمون میمونه ...
پس بهتر نیست از الآن که شیرینه به فکر تلخی بعدشم باشیم؟ ...!!
الآن بهار .. فکر زمستون هم باشیم
رازهایی برای دوستی
روز اول
راز دوستی در تفاوت قائل شدن میان دوستان است . صداقت را به چاپلوسی و صمیمیت را به لبخندهای تصنعی ترجیح بده.
بقیه روبرید به ادامه مطلب...
بذار يه ديوونه نگات كنه اما نذار يه نگاه ديوونت كنه
ويليام شكسپير ميگه : زماني كه فكر مي كني تو 7 تا آسمون 1 ستاره هم نداري يكي يه گوشه دنيا هست كه واسه ديدنت لحظه شماري مي كنه...
مرداب براي به دست آوردن نيلوفر سالها ميخوابه تا آرامش نيلوفر به هم نخوره، پس اگه كسي رو دوست داري، براي داشتنش سالها صبر كن
تو قلب منو کشتي و رفتي اما ميدونم که حتما يه روز بر ميگردي ، چون هميشه قاتل به محل جنايت بر ميگرده
عزيزم معرفت را از درخت آموز که سايه از سر هيزم شکن هم بر نمي دارد
روزی سوراخ کوچکی در یک پیله ظاهر شد . شخصی نشست و ساعتها تقلای پروانه برای بیرون آمدن از سوراخ کوچک پیله راتماشا کرد. ناگهان تقلای پروانه متوقٿ شدو به نظر رسید که خسته شده و دیگر نمی تواند به تلاشش ادامه دهد. آن شخص مصمم شد به پروانه کمک کندو با برش قیچی سوراخ پیله را گشاد کرد. پروانه به راحتی از پیله خارج شد اما جثه اش ضعیٿ و بالهایش چروکیده بودند. آن شخص به تماشای پروانه ادامه داد . او انتظار داشت پر پروانه گسترده و مستحکم شود واز جثه او محاٿظت کند اما چنین نشد . در واقع پروانه ناچار شد همه عمر را روی زمین بخزد . و هرگز نتوانست با بالهایش پرواز کند . آن شخص مهربان نفهمید که محدودیت پیله و تقلا برای خارج شدن از سوراخ ریز آن را خدا برای پروانه قرار داده بود تا به آن وسیله مایعی از بدنش ترشح شود و پس از خروج از پیله به او امکان پرواز دهد . گاهی اوقات در زندگی فقط به تقلا نیاز داریم. اگر خداوند مقرر میکرد بدون هیچمشکلی زندگی کنیم فلج میشدیم - به اندازه کافی قوی نمیشدیم و هر گز نمی توانستیم پرواز کنیم...
.
به راستی که ایه قرانی ((انه مع السر یسرا فانه مع السره یسرا )) بی حکمت نیست
مردی دختر 3 ساله ای داشت . روزی مرد به خانه امد و دید که دخترش گران ترین کاغذ زرورق برای یک جعبه کودکانه هدر داده است.مرد به خاطر اینکه کاغذ زرورق گرانبهایش را هدر داده است تنبیه کرد و دخترک ان شب را یا گریه به بستر رفت.
روز بعد مرد وقتی از خواب بیدار شد دید دخترش بالای سرش نشسته است و ان جعبه زرورق را شده را به سمت او دراز کرده.مرد تازه متوجه شده بود که ان روز , روز تولدش است و دخترش زرورق ها را برای هدیه تولدش مصرف کرده.او با شرمندگی دخترش را بوسید و جعبه را از او گرفت و در جعبه را باز کرد.اما با کمال تعجب دید که جعبه خالی است .
مرد بار دیگر عصبانی شد و به دخترش گفت که جعبه خالی هدیه نیست و باید چیزی درون ان قرار دهد. اما دخترک با تعجب به پدرش نگاه کرد و به او گفت که نزدیک هزار بوسه در داخل جعبه قرار داده ام تا هر وقت غمگین بودی یک بوسه از جعبه بیرون اوری و بدانی که دخترت چقدر دوست دارد!!
خوب یا بد نظر بدین!!!!!!!خوب یا بد نظر بدین!!!!!!!
خوب یا بد نظر بدین!!!!!!!
هيچ وقت رازت رو به کسي نگو. وقتي خودت نميتوني حفظش کني
چطور انتظار داري کسي ديگهاي برات راز نگهداره
هیچ انسانی دوست ندارد بمیرد، اما همه آنها دوست دارند به " بهشت " بروند...
اما ای انسانها... برای رفتن به " بهشت " ... اول باید مرد
خوب یا بد نظر بدین!!!!!!!
خوب یا بد نظر بدین!!!!!!!
ناله ي ناخوش از شاخه جدا ماندن من / در شب آخر پرواز خطر يادت نيست
تلخي فاصله ها نيز به يادت مانده ست / نيزه بر باد نشسته ست و سپر يادت نيست
يادم هست …. يادت نيست
خواب روزانه اگر در خور تقدير نبود / پس چرا گشت شبانه ، دربه در،يادت نيست
من به خط و خبري از تو قناعت کردم / قاصدک کاش نگويي که خبر يادت نيست
عطش خشک تو بر ريگ بيابان ماسيد / کوزه اي دادمت اي تشنه, مگر يادت نيست
تو که خود سوزي هر شب پره را مي فهمي / باورم نيست که مرگ بال و پر يادت نيست
تو به دل ريختگان چشم نداري بيدل / آنچنان غرق غروبي که سحر يادت نيست
يادم هست …. يادت نيست
خوب یا بد نظر بدین!!!!!!!
آخر این هفته جشن ازدواج ما به پاست
با حضور گرم خود در آن صفا جاری کنید
ازدواج و عقد یک امر مهم و جدی است
لطفا از آوردن اطفال خودداری کنید
بر شکم صابون زده ،آماده سازیدش قشنگ
معده را از هر غذا و میوه ای عاری کنید
تا مفصل توی آن جشن عزیز وباشکوه
با غذا و میوه آن جشن افطاری کنید
خوب یا بد نظر بدین!!!!!!!
خوب یا بد نظر بدین!!!!!!!